خرید بک لینک
29 ___ رفتیم 16:20

30مهر ____جمکران شب

1آبان ____ظهر جمکران

2 ______صبح جمکران

3 ________اومدیم اهر9:20

نوشته شده در پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۵ساعت 10:20 توسط nasrin|

برچسب: نویسنده: هستی سلیمانی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:05

فصل بهاران شد، ببین بستان پر از حور و پری *گویی سلیمان بر سپه عرضه نمود انگشتری رومی رُخانِ ماه وَش ،زاییده از خاک حبش * چون نو مسلمانِ خوش بیرون شده از کافری گلزار بین،گلزار بین، در آب نقش یار بین * وان نرگسِ خمار بین ،وان غنچه های احمری گلبرگهای بر همدگر افتاده بین چون سیم و زر * آویزها و حلقه ها

برچسب: نویسنده: هستی سلیمانی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:05

به لاله دوش نسرین گفت:برخیزیم مستانه * به دامان گل تازه در آویزیم مستانه چو باده بر سر باده خوریم از گلرخ ساده * بیا تا چون گل ولاله در آمیزیم مستانه چو نرگس شوخ چشم آمد،سمن را رشک وخشم آمد*به نـسـرین گفت:تاما هم براستیزیم مستانه بت گل روی چون شکرچوغنچه بسته بود آن در*چو در بگشاد وقت آمد که در ریزی

برچسب: نویسنده: هستی سلیمانی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:05

پروردگارا ، به درگاه تو پناه مي برم ازاين كه ظالمي رادرمَظالم كردارش بستايم يابدودركردارناهنجارش پشتيباني و كمك دهم. به تو پناه مي برم ازاينكه مظلومي را در چنگال ستم كاران وا بگذارم و تاآن جاكه قدرت و قوّت دارم ، ازحمايتش مُضايقت كنم.به توپناه مي برم ازاينكه به حقّ خويش اكتفانكنم وازحدّخويش پاي به د

برچسب: نویسنده: هستی سلیمانی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:05

ای تو هستی این دل شکسته ی من نای نفسهای خسته ی من چشمای در خون نشسته ی من ای جان من که مست یه جرعه ی ناز نگاتم پنجره ی رو به خنده هاتم دیوونه ی اسم آش

برچسب: نویسنده: هستی سلیمانی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:05

آنکه رخسار تورا رنگ گل نسرین داد * صبر و آرام تواند به من مسکین داد/حافظ غزل آن گل که برابراست با نسرین کیست ؟* از چیست رقیب فکر این گوهر نیست /محمودسراجی شاهد رباعی آنکه قرارش نگرفتی و خواب* تا گل و نسرین نفشاندی نخست /حکایت گلستان سعدی آن گلبنی که جز گل ونسرین نداشت بار * کردش زخشت وخاک زیر ب

برچسب: نویسنده: هستی سلیمانی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:05

من مست می عشقم هشیار نخواهم شد

وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد

نوشته شده در سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۶ساعت 20:25 توسط nasrin|


برچسب: نویسنده: هستی سلیمانی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:05

پروردگارا ، به درگاه تو پناه مي برم ازاين كه ظالمي رادرمَظالم كردارش بستايم يابدودركردارناهنجارش پشتيباني و كمك دهم. به تو پناه مي برم ازاينكه مظلومي را در چنگال ستم كاران وا بگذارم و تاآن جاكه قدرت و قوّت دارم ، ازحمايتش مُضايقت كنم.به توپناه مي برم ازاينكه به حقّ خويش اكتفانكنم وازحدّخويش پاي به د

برچسب: نویسنده: هستی سلیمانی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:05

بابا طاهر علمش علم عرفانی وخدایی بود.باباطاهر امّی بود،ولی خیلی خدارو دوست می داشت ،خیلی. یه روز خدا دعوتش میکنه،میگه بیا بالا پیش من، میره بالا، میبینه یک پیرمردی یه خری رو داره می رونه. یه میخی رو به پشت خره میزنه ، خون بیرون میاد وپیرمرد نون جوشو با اون خونه، خیس میکنه. که بتونه بخوره، بعد می

برچسب: نویسنده: هستی سلیمانی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:05

آنکه دیوانه کند جان مرا ،هست کجاست؟

آنکه بیرون کند از جان و دلم دست،کجاست؟

برچسب: نویسنده: هستی سلیمانی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:05

صفحه بندی